الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
55
الخصال ( فارسى )
هلاك كرده . تبصره - جفنه جزء ثعلبهاند و حكم آنها را دارند ، بنى شطنه چون يهود بنى عوفند بايد وفا كرد نه عهدشكنى ، موالى ثعلبه چون خودشانند ، وابستگان يهود از زن و فرزند و خدمتكار در حكم خود آنها هستند ، هيچ كدام يهود بدون اجازهء محمد بيرون نروند . 22 - هر كس ديگرى را بكشد خودش و خاندانش را كشته مگر از ظلم دفاع كرده باشد و براستى خدا بر اين شروط پايندهتر از همه كس است . 23 - هزينه يهود با خود آنها است و هزينهء مسلمانان با خود آنها ولى در برابر دشمن جنگنده با اين عهدنامه بايد بهم كمك كنند و خيرخواه همديگر باشند و بر عهد خود بپايند نه عهد را بشكنند . هيچ مردى نبايد با هم سوگند خود بدقولى كند ، مظلوم را بايد يارى كرد و تا مؤمنان در جنگند بايد يهود در هزينه جنگ به آنها كمك دهند . 24 - محيط يثرب براى همه امضاءكنندگان اين عهد نامه محل امان است . 25 - پناهنده در حكم خود پناه دهنده است به شرط آنكه ضرر نزند و خلاف نكند . تبصره - زن را بدون اجازهء كسانش نبايد پناه داد . 26 - ميان امضاءكنندگان اين عهدنامه هر تازهاى رخ داد و اختلافى پديد شد كه نسبت به آن نگرانى آورد بايد به حكم خدا و محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم رسول خدا رجوع شود ، خدا نسبت بمواد اين عهدنامه محافظهكارتر و پايندهتر است . 27 - قريش و ياران آنها را نبايد پناه داد . 28 - هر كس بر يثرب هجوم كرد بايد همه از آن دفاع كنند و اگر به صلح دعوت شدند حق دارند بپذيرند و صلحنامهء آنها بر مسلمين نافذ است مگر طرف آنها كسانى باشند كه با دين اسلام ميجنگند . 29 - هر قبيلهاى كه در ناحيهاى هستند مسئول حفظ آن ناحيه مىباشد . اين مفاد عهدنامهايست كه پيغمبر هنگام ورود مدينه براى پايهگذارى دولت اسلامى و اصلاحات اجتماعى و جبهه بندى در برابر دشمنان اسلام و خصوص قريش تنظيم كرد و سپس باصلاح اخلاقى و تحكيم روابط يگانگى و دوستى ميان خود مسلمانان پرداخت و آنها را بيك مقام وحدت و يگانگى و اجتماع متين و درستى هدايت كرد كه در ميان اين تشكيلات عمومى بمنزله مغز در ميان پوست بود اين اصلاح خصوصى روى پيمان برادرى افراد مسلمانان از